یک صفحه از دَرس پسرک باقی مونده بود .

به محض برگشتن از هئیت پسرک شروع می کنه به خط کشیدن دور حروفی که خونده .

پدر: محمد جان اول لباستو عوض کن بعد شناخت حروفت رو بنویس.

پسرک: نـــــــــــــه ! اول دَرس ! دَرس واجـــب تره .