واجبات
یک صفحه از دَرس پسرک باقی مونده بود .
به محض برگشتن از هئیت پسرک شروع می کنه به خط کشیدن دور حروفی که خونده .
پدر: محمد جان اول لباستو عوض کن بعد شناخت حروفت رو بنویس. ![]()
پسرک: نـــــــــــــه ! اول دَرس ! دَرس واجـــب تره .
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 8:2 توسط فـــرزانــه
|
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ